پایان کار وبلاگ
از این که در این مدت با من بودید ممنونم . به امید دیدار .
از این که در این مدت با من بودید ممنونم . به امید دیدار .

" پس از 1400 سال " عنوان كتابيست از " شجاع الدين شفا " كه به عنوان اولين كتاب در سال جديد خدمت شما معرفي خواهم كرد . " شفا " در شرح كوتاهي كه بر كتاب قطور خود در ابتداي آن نوشته ، محتواي كتاب را چنين معرفي كرده است : " آنچه هر ايراني هزاره سوم ميبايد درباره واقعيتهاي چهارده قرن تاريخ اسلامي كشورش بداند " . نسخه الكترونيكي اين كتاب در دو جلد با حجم تقريبي 33 مگابايت در اختيار كاربران اينترنت قرار گرفته است . در ابتداي جلد اول اين كتاب درج قسمتهايي از سخنراني " ويكتور هوگو " در مجمع قانونگذاري فرانسه كه به تاريخ 15 ژانويه 1850 ايراد شده است خواندني و جالب توجه است :
" براي پي ريزي جامعه اي بكوشيم كه در آن حكومت بيشتر از يك قاتل عادي حق قاتل بودن نداشته باشد ، و وقتيكه به صورت حيواني درنده عمل كند ، با خودش نيز چون با حيواني درنده عمل شود ،
براي پي ريزي جامعه اي بكوشيم كه در آن جاي كشيش در كليساي خودش باشد و جاي دولت در مراكز كار خودش نه حكومت در موعظه مذهبي كشيشان دخالت كند و نه مذهب به بودجه و سياست دولت كاري داشته باشد ،
براي پي ريزي جامعه اي بكوشيم ........ "
عناوين كتاب به پنج قسمت عمده تقسيم شده اند شامل :
1- اسلام و قرآن در دوران زندگاني محمد
2- اسلام و قرآن بعد از محمد
3- جاي پاي سعد وقاص
4- كارنامه 1400 ساله خلافتهاي اسلامي
5- كارنامه 1400 ساله حكمرانان ايران مسلمان از حجاج بن يوسف ثقفي تا روح الله خميني
نشريه كيهان لندن به مناسبت انتشار همين كتاب گفتگويي با شجاع الدين شفا انجام داده است كه به دليل حجم بالاي كتاب پيشنهاد ميكنم قبل از دانلود كتاب ابتدا مصاحبه را دانلود و مطالعه نماييد در صورتي كه نحوه گفتار و استدلال شفا در اين مصاحبه مورد پسند شما واقع شد كتاب را دانلود كنيد تا وقت و هزينه اضافي صرف نكرده باشيد .
به همراه كتاب و لينك مصاحبه فوق الذكر ، لينك مصاحبه جنجالي ميشل هوبينك با دكتر سروش ، كه درباره زميني بودن قرآن صحبت كرده است را آورده ام تا مطالعه بفرماييد بانضمام فايل صوتي 23 مگابايتي از سروش كه حاوي سخنراني ايشان بمناسبت وفات پيامبر كه در اسفند 86 ايراد شده است .
جهت رفع كسالت و خستگي شما خوبان ، فايل صوتي از زنده ياد فريدون فرخزاد هم در ادامه خواهد آمد . فرخزاد در اين فايل برخي از مسائل مطرح شده در رساله هاي توضيح المسائل را به باد استهزا و شوخي گرفته است .
ضمنا ، دوستاني كه تمايل دارند اعتراض خود را نسبت به شيطنت " گوگل " در بكار بردن واژه غريب و جعل شده " خليج عربي " در نرم افزار " گوگل ارث " بيان كنند ، به اين آدرس مراجعه و اعتراض خودر را اعلام كنند . توجه داشته باشيد كه تا اين لحظه نزديك به 300000 ايراني با مراجعه به اين سايت و درج امضاي ديجيتال ، اعتراض خود را بيان داشته اند كه اگر اين مقدار به يك ميليون امضا برسد گوگل مجبور خواهد شد تا به خواسته امضا كنندگان تن دهد . پس امضا بفرماييد لطفا .
و در پايان ذكر اين نكته مهم ضروريست كه همانطور كه بارها اعلام كرده ام قرار دادن هرگونه كتاب ، مقاله ، فايلهاي صوتي و تصويري در وبلاگ به منزله تاييد محتواي كتابها و نويسندگان آنها از طرف من نميباشد و قضاوت نهايي و بدون شك درست ، برعهده خود خود خود !!! شما مي باشد .
دانلود كنيد ( مصاحبه با كيهان لندن )

در ادامه مباحث آموزشي در ارتباط با " س ك س و زناشويي " امروز با چند مقاله در همين ارتباط در خدمت شما هستم . اميدوارم كه توانسته باشم مطالب مفيدي جمع آوري كرده باشم.عذر خواهي مرا بابت تاخير در به روز كردن وبلاگ بپذيريد . مشغله هاي كاري اجازه بدهند سعي خواهم كرد كه آپديت كردن وبلاگ با سرعت بيشتري انجام شود . و در پايان اينكه به احتمال زياد آپديت بعدي وبلاگ در سال آينده خواهد بود !! تا آن زمان شاد و خرم باشيد .
بهمن ، ماه يادها و خاطره هاست . ياد آور اتحاد و همدلي ، ماه سالهاي با هم بودن و حماسه آفريدن ، ماه آرزوهاي بر باد رفته !! استعمار پير اين بار نه با كمك چوب و چماق شعبان بي مخ ها و رمضان يخي ها و اوباشي از اين دست ، كه با مشت هاي گره كرده مردم اميدوار كودتايي را رقم زد و جاي پاي لرزان خويش را كه در دوران مصدق كم رنگ شده بود پر رنگ و پر رنگ تر كرد . ايران و ايراني را در چاه هولناكي فرو برد كه رهايي از آن چنان همتي مي طلبد كه در وجود مردم خسته امروز كمتر ديده ميشود . ديري نپاييد كه عيد مثلا رهايي از استبداد شاهنشاهي ، عزا شد . فاشيست هاي اسلامي در همان روزهاي ابتدايي پس از 22 بهمن ، خيلي زودتر از انتظار ، چهره انسان ستيز خود را نه تنها به مردم انقلابي ، كه با حركاتي همچون تسخير سفارت آمريكا در تهران به همه جهانيان نشان دادند. طالبان ايراني براي تثبيت جايگاه خود در قدرت ، به اعدامهاي بي ظابطه و بي حساب سران و بازماندگان رژيم گذشته اكتفا نكردند . دنبال بهانه براي تشديد سركوب مخالفين بودند كه ديوانه دست نشانده اي از تبار خودشان با برافروختن شعله هاي جنگ ، زمينه چنان سركوب گسترده اي را براي تشنگان قدرت در ايران فراهم آورد كه حداقل در طول تاريخ معاصر ايران ، بي سابقه بود . شرايط 8 ساله جنگي و نظامي كه در كشور حاكم بود بهترين فرصت براي تصفيه مخالفين خودي و غير خودي بود ! چه جوانان رشيد و دلاوري كه خالصانه راهي جبهه هاي جنگ شدند و براي هميشه رفتند . چه دختران و پسران اكثرا جوان و مبارزي كه در زندانهاي رژيم اسلامي ، بدون حتي يك ثانيه محاكمه و دادن حق دفاع به آنها ، تير باران شدند . جوانان دليري كه اگر امروز در ميان ما بودند ، اربابان مطلقه و دست نشانده قدرت ، جرات و توان چنين يكه تازي ها و بي حرمتي ها را نداشتند. سالهاي دهه شصت ، يكي از سياهترين سالها درتاريخ ايران است كه در مطالب بعدي بيشتر در مورد آن خواهم نوشت .

« خيانت به اميد » عنوان كتابي است از « ابوالحسن بني صدر » اولين رئيس جمهور پس از كودتاي آمريكايي _ انگليسي سال 57 . كسي كه در بطن اين جريان بوده و بدون شك ناگفته هاي زيادي از جريانات آن دوران دارد . كتاب به صورت خاطرات روزانه خطاب به همسرش نوشته شده است :
« همانطور كه ميداني تلاش براي تغيير اين طرز فكر را از سال 1350 شروع كردم . و وقتي در پاريس آقاي خميني نظر خويش را درباره ولايت فقيه تغيير داد و ولايت را از آن جمهور مردم شناخت ، سخت شاد بوديم . آقاي دكتر ح. م اولين كس بود كه متوجه اين تغيير موضع شد و تبريك گفت . با توجه به وصفي كه از مرجع كردم بديهي بود كه به خاطر ما خطور نكند كه آقاي خميني اين حرفها را محض مصلحت و پيشبرد مقاصد خويش مي زند و وقتي به حكومت برسد ، كاري را ميكند كه كرد .......
روزهاي پاريس را به ياد بياور . چه آنها كه در خارج مقيم بودند و چه آنها كه از ايران مي آمدند و از همه گروهها و گرايشها بودند ، يك حرف مشترك ، يك اميد مشترك داشتند : با وجود آقاي خميني ، اميد قطعي مي رود كه بيان انقلاب به اجرا درآيد . اما اين باور مجاز از آب در آمد ، حقيقت ديگر بود . چه تلاشي مي كردم كه حكومت مرجع تقليد ، غير از حقيقت تلخي بشود كه شد . »
به همراه اين كتاب دو فايل صوتي از عليرضا نوري زاده نيز قرار داده ام كه اولي در ارتباط با نامه آقايان خامنه اي ، رفسنجاني و ... به هويدا و شكايت از خفقان سياسي و اجتماعي وقت !!! و ديگري در ارتباط با اعدام چند تن از سران نظامي رژيم سابق است . همچنين فيلم محاكمه علني و دفاع شجاعانه و تاريخي چريك فدايي خلق زنده ياد « خسرو گلسرخي » هم كه در تلويزيون آن زمان نيز پخش شد را قرار داده ام تا مقايسه اي باشد بين فضاي بسته سياسي ، اجتماعي رژيم اسلامي با حكومت شاهنشاهي .
به اميد رهايي و داشتن ايراني آزاد و آباد .
دانلود کنید ( روایت نوری زاده از انقلاب - 1)
دانلود کنید ( روایت نوری زاده از انقلاب - 2)
« ايستاده بر آرمان » عنوان كتابي است از « علي غريب » كه بر طبق نوشته كوتاهي كه بر روي جلد كتاب آمده است « روايتي است از فروپاشي يك انقلاب » . چاپ اول اين كتاب مربوط به دي ماه ۱۳۸۵ ، و توسط انتشارات « انقلاب اسلامي » در آلمان منتشر شده است. بيشتر مطالب كتاب پيرامون حوادث روزهاي اول انقلاب ، همچنين سالهاي ابتدايي دهه شصت و جريانات مربوط به عزل بني صدر ، اولين رئيس جمهور پس از انقلاب سال 57 ، و نهايتا سي ام خرداد 1360 و درگيري مسلحانه سازمان مجاهدين با حكومت دور ميزند. نويسنده در پايان مقدمه اي كه بر اين كتاب نوشته است چنين ميگويد:
« اين كتاب روايت مبارزه ها و جدال ها است . حكايت آنكه ايستاد و آنكه شانه خالي كرد . آنكه به آرمانش وفادار ماند و آنكه به اميد يك ملت خيانت كرد . آنكه منادي اسلام آزاديخواه بود و آنكه فيضيه را فرياد زد . آنكه ولايت را از آن جمهور مردم ميديد و آنكه ولايت را از آن فقيه. آن كه دم از استقلال و آزادي زد و آنكه سخن از سركوب به ميان آورد .آنكه خدمت كرد و آنكه خيانت پيشه ساخت . آنكه ماند و آنكه رفت.....
" ايستاده بر آرمان " به زندگي و احوال يك شخص نمي پردازد ، اگرچه در آن محوريت از آن بني صدر است . هدف آنچنانكه در جاي جاي كتاب آمده است ، پرداختن به زندگي يك شخص و فرد نيست ،چه كه انسانها حتي اگر در بالاترين مدارج گام بردارند ، هيچ گاه از اشتباه و خطا مصون نيستند . در حقيقت اصل راه است وبس . شخصيت ها نيز در امتداد آن مطرح ميشوند و نقش تاريخي خود را ايفا مي كنند . دلدادگان راه استقلال و آزادي هر كدام برگي درخشان بر دفتر تاريخ اين ملت افزودند و آخرين آنها همچون شهابي در شب تار تاريخ ايران درخشيدن گرفت و افسوس كه چه زود خاموش گشت . دوست دارم در اينجا يادي كنم از آنان كه تا آخرين لحظه به را استقلال و آزادي وفادار ماندند و نه فشار ، نه شكنجه ، نه زندان و نه مرگ هيچ كدام نتوانست آنان را از راهي كه انتخاب كرده بودند رويگردان كند .از هزاران گمنامي كه بي هيچ چشم داشت پاي در راه استقلال و آزادي وطن نهادند و تمام زحمات و سختي ها را به جان خريدند . اين تحقيق را به روان پاك آنان تقديم مي کنم »
در پايان ذكر اين نكته ضروري است كه اين كتاب توسط يكي از خوانندگان خوب وبلاگ به من معرفي شده است كه جا دارد در همين جا از ايشان تشكر كنم. اميدوارم كه كتاب ، كتابي روشنگر و مفيد براي شما باشد و بتواند گوشه هايي از تاريخ معما گونه و مبهم سالهاي ابتدائي انقلاب را به روايتي بيطرفانه و روشن تر بازگو كند.
در ادامه معرفي « آواهاي ايراني» و در گراميداشت چهارمين سال از درگذشت زنده ياد « ايرج بسطامي » با دو اثر ماندگار و زيبا از اين هنرمند عزيز در خدمت شما هستم. (+)آشنايي من با صداي گرم و خسته ( كه خاص مردمان كوير است ) زنده ياد بسطامي به يك سال قبل از زلزله بم و فوت ايشان در آن حادثه دلخراش برمي گردد.علت اين دير آشنايي من و خيلي هاي ديگر مثل من را بايد از متوليان فرهنگ جمهوري اسلامي به خصوص سرداران حاكم بر باصطلاح رسانه ملي سوال كرد كه چرا به عنوان نمونه در عرصه موسيقي ، با عدم پخش آثار و دعوت از هنرمندان بزرگي چون بسطامي و مانند ايشان ، و در عوض با پخش آثار بي محتوا و بي ارزش ، تيشه به ريشه بخشي از هنر ايران زمين كه همانا موسيقي ايراني است ميزنند.؟
تعبير زيبايي در جايي خواندم: بعد از انقلاب سال 57 در ايران ، در ميان اهالي سياست و فرهنگ و در كل افراد خاص و طبقه روشنفكران ايراني دو گروه به وجود آمدند : عده اي رفتند و « غريب در غربت» شدند و عده اي ماندند و « غريب در قربت » .
زنده ياد بسطامي بدون شك غريب در قربت بود . روحش شاد .
اگر قتل مشكوك « دكتر كاظم سامي » وزير بهداشت دولت موقت مرحوم « مهندس بازرگان » در سال 1368 را اولين حلقه (+) از زنجير جريان موسوم به« قتل هاي زنجيره اي » و با خوش بيني ، قتلهاي آذر ماه 1377 را پاياناني بر آن بدانيم ، قربانيان ، ليست 120 نفره اي را شامل مي شوند كه همگي افراد شناخته شده اي در ميان اهالي سياست ، فرهنگ و ادبيات و صنف خود بوده اند و به اعتقاد من تعداد قربانيان قطعا فراتر از اين خواهد بود و بايد ماند و منتظر گذر زمان بود تاشايد اسامي قربانيان گمنام اين جريان از لابلاي چرخهاي سهمگين ارابه بي رحم زمان ، روزي سر برآورد .
اما سهم آذر ماه ايراني _ اسلامي از اين ليست بلند بالا ، بيشترين و شامل 6 قرباني است كه امروز مرگ همه آنها در زمره قتلهاي زنجيره اي محرز شده است :
1- علي اكبر سعيدي سيرجاني ، نويسنده ، منتقد و استاد دانشگاه . ششم آذر ماه 73 ، زندان اوين
2- مجيد شريف ، نويسنده و حقوق دان . آذر ماه 76
3- محمد مختاري ، نويسنده . آذر ماه 77
4- محمد جعفر پوينده ، نويسنده . آذر ماه 77
5- داريوش فروهر ، دبير كل حزب ملت ايران و منتقد ، آذر ماه 77
۶- پروانه اسكندري ، همسر داريوش فروهر ، آذر ماه 77
در بين همه قربانيان قتل هاي زنجيره اي ، قتل زنده ياد « علي اكبر سعيدي سيرجاني » از معدود مواردي است كه جزئيات تراژيك و قابل تامل آن به طور نسبتا كاملي افشا شده است . عماد الدين باقي از روزنامه نگاراني كه به جد پيگير موضوع قتل هاي زنجيره اي بود و بابت اين پيگيري سالها رنج و سختي زندان را تحمل كرد ( اخيرا نيز مجددا روانه زندان شده است ) در مقاله « اسرار مرگ نويسنده» كه به افشا و بررسي كامل قتل سيرجاني مي پردازد و در سال 78 در روزنامه توقيف شده « عصر آزادگان » منتشر شد مينويسد :
«…… بر اساس اظهارات يكي از همكاران سعيد امامي نزد يكي از روحانيون شناخته شده و نمايندهي تهران در مجلس شوراي اسلامي، سعيديسيرجاني در زندان توسط امامي و با استعمال شياف حاوي پتاسيم كه منجر به سكته ميشود به قتل رسيده است ……»
و در ادامه همين مقاله ، باقي چنين مينويسد :
« …… در نيمهي دوم سال1371 سعيديسيرجاني طي نامهي سرگشادهاي به رئيسجمهور وقت هاشمي رفسنجاني از اينكه چهار سال است هفده جلد كتابهاي چاپ شدهي وي را توقيف كردهاند و هيچ مقام مسئولي به شكايات وي رسيدگي نميكند، شكوه كرد و ميگويد اگر گناهكارم محكمه داريد، زندان كنيد، جوخهي اعدام داريد و… چرا زجركشم ميكنيد؟ از تنگناهاي معيشتي رنج برده و چشم به گشايشي در اخذ مجوز انتشار كتابهايش دارد. همين موضوع ساده كه براي بسياري از نويسندگان ديگر نيز به حق يا به ناحق رخ داده بود در خصوص سيرجاني به سرآغاز يك تراژدي مبدل شد. اين نامه انعكاسي يافت و برخي از رسانههاي خارجي و رسانههاي اندكياب داخلي خبري از آن درج كردند. از آن پس جنگ روزنامهي كيهان با سيرجاني درگرفت………. »
![]()
زنده ياد سيرجاني در تاريخ 22 اسفند 72 در تهران ، به جرم داشتن مواد مخدر و مشروبات الكلي و ويدئوي مستهجن از طرف وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي بازداشت و روانه زندان گرديد . بعد ها اتهاماتي نظير شركت در كودتاي نافرجام نوژه ، عضويت در شبكه قاچاق مواد مخدر ، و همچنين لواط !! نيز به اتهامات قبلي او افزوده شد . پس از اعتراضات سازمان هاي حقوق بشر نسبت به بازداشت سيرجاني ، رئيس كميته حقوق بشر مجلس شوراي اسلامي ، كتبا اعلام كرد محاكمه سيرجاني به صورت علني برگزار خواهد شد كه هرگز چنين نشد . در طول هشت ماه حبس سيرجاني اجازه ملاقات به هيچ كس از افراد خانواده و دوستان وي داده نشد و درنهايت در ششم آذر ماه 1373 خبر مرگ سيرجاني در زندان بر اثر سكته قلبي اعلام شد . پس از مرگ سيرجاني از همسر وي تعهد گرفته شد كه در خواست كالبد شكافي نخواهد كرد و پس از اخذ چنين تعهدي جنازه سيرجاني با حضور دوازده تن از خويشانش به خاك سپرده شد و اجازه برگزاري مراسم ختم و يادبود هم به خانواده سيرجاني داده نشد .
اما ماجراي مورد غضب واقع شدن سيرجاني از طرف جمهوري اسلامي ، به سالهاي اوليه انقلاب و داستان « شيخ صنعان » بر مي گردد. « شيخ صنعان » قصه ايست تمثيلي بر اساس داستاني به همين نام از عطار نيشابوري . اين داستان كه در مجله « نگين » با مديريت زنده ياد « دكتر حميد عنايت» به صورت سريالي به چاپ مي رسيد اولين واكنش انتقادي سيرجاني نسبت به اوضاع سياسي ، اجتماعي پس از انقلاب 22 بهمن 57 بود كه منجر به توقيف مجله و نيمه تمام ماندن داستان شد.
« شيخ صنعان » عطار ، زاهد عارفيست كه در ايام پيري عاشق دختر زيبارويي مي شود و ……
اما گفته ميشود « شيخ صنعان » داستان سيرجاني آقاي خمينيست كه در دوران پيري اسير دلبريهاي « قدرت خانم » ميشود ( البته در هيچ كجاي داستان صراحتا اشاره اي به اين موضوع و كلا انقلاب و حواشي آن نشده است )
داستان تلخ و تراژيك سيرجاني ، مي توانست با عافيت طلبي نويسنده شجاع ، به نحو ديگري ورق بخورد . اما او خود ، در سومين نامه اي كه مخاطب آن آقاي خامنهايست چنين ميگويد :
« آدميزاده ام، آزاده ام و دليلش همين نامه، که در حکم فرمان آتش است و نوشيدن جام شوکران. بگذاريد آيندگان بدانند که در سرزمين بلاخيز ايران هم بودند مردمی که دليرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند »
سيرجاني با نگارش نامه هايي كه خط به خط آن آينه تمام نمايي از ظلم وستمي است كه در حق مردم و اهالي فرهنگ و هنر اين مرزو بوم در دوره اي از تاريخ آن ميشود حق بزرگي بر گردن نسلهاي بعد ازخود و چه بسا تاريخ اين سرزمين دارد.زنده ياد سيرجاني در يكي از نامه هايي كه خطاب به هموطنان نوشته است و از آن به عنوان وصيت نامه او نيز ياد ميشود در حق كساني كه نامه هاي دادخواهيش را تكثير و به دست ديگران هم مي رسانند دعايي مي كند كه خواندن آن در پايان خالي از لطف نيست :
« ….. الهي صداي چكمه فاشيسم بنحوي گوش نازنينش را نيازارد كه مجبور شود از جان خود مايه بگذارد و براي بيداري ملت به استقبال اجل محتوم رود ».
دانلود كنيد ( اسرار مرگ نويسنده )
دانلود كنيد ( نامه هاي دادخواهي زنده ياد سيرجاني )
دانلود كنيد ( شيخ صنعان . گزيده اي از آثار سيرجاني)
دانلود كنيد ( اسلام آزادگان و اسلام جزيره العرب . گزيده اي از آثار سيرجاني)
دانلود كنيد ( احمدو . گزيده اي از آثار سيرجاني )
دانلود كنيد ( دو مقاله به انضمام اشعاري از محمد مختاري)
دانلود كنيد ( مجموعه عكس هايي از داريوش فروهر و پروانه اسكندري)